عکس دوران بچگی سیاوش قمیشی



تعارف غذای نذری از سوی یک جوان عراقی به سربازان آمریکایی

قزوینیه می گن شما چرا اینقدر خوشبختین؟ میگه: برای اینکه بخت می ترسه به ما پشت کنه
شیطان اعلام کرد تا می توانید گناه کنید . سهمیه ی سوخت آتش جهنم تموم شده
غضنفر زنش رو طلاق میده همه بهش میگن : بابا , طلا خانوم که زن خوبی بود چرا طلاقش دادی ؟ غضنفر با عصبانیت میگه : غلط کرده . تازه فهمیدم که چقدر عوضی بود . دیروز بازار بودم همه میگفتن : طلا کشیده پائین
غضنفر میره مسجد وقتی میاد میبینه کفشش نیست به خودش میگه ۱- من نیومدم ۲- اومدم و رفتم ۳- بدون کفش اومدم ۴- هیچکدام
یه مرغه به اون یکی میگه : دیدی بدبخت شدم: تو کیف دخترم پر خروس بیدا کردم:این که جیزی نیست من تو کیف دخترم تخم مرغ بیدا کردم
درجات دیوانگی: ۱/ گیج ۲/ خنگ ۳/ پپه ۴/ یول ۵/ اسکل ۶/ شاسکول ۷/ گاگول ۸/ لر ۹/ ترک ۱۰/ … اسمت چی بود؟؟؟
اگه بپرسند بهترین، زیباترین، شجاع ترین، محبوب ترین، داناترین، عاقل ترین ادم کیه؟ انگشتمو به طرفت تو دراز می کنم و می گم این نمی تونه باشه
یه آدم خسیس یه مگس می افته تو چایش مگس رو در میاره میگه : زود باش تف کن
غضنفر داشته هلو میخورده به هسته ی وسطش که میرسه میگه ایول گردو هم داره
سلام سلامتی میاره/سلامتی شادی میاره/شادی نشاط میاره/نشاط زندگی میاره/زندگی عشق میاره/عشق زن میاره/زن بچه میاره/بچه درد سر میاره/دردسر بدبختی میاره/پس سلام بی سلام
یه بار یه خیارو خیارشورباهم میرفتند یه نفر از خیاره میپرسه این کیه باها ت میگه خواهرمه ترشیده
غضنفر ۱۰۰۰ تومنی میندازه صدقه هر کی از اونجا رد میشه میگه :زحمت نکشید من حساب کردم!!!!
غضنفر شب عروسیش نمیدونست به زنش چی بگه ،میگه بابا مامانت میدونن اینجایی؟
افغانیه رو می خوان اعدام کنن میگن حرف آخرت چیه؟میگه:کارگر نمی خوای!
داماد و عروسی که میخواستند ماه عسل را بگذرانند ، داشتند وارد مهمانخانه می شدند . داماد گفت : برای اینکه از دست تبریک گفتن و تملق پیشخدمتها راحت باشیم ، خوبست کاری کنیم که همه خیال کنند ما مدتها است با هم زن و شوهریم .
عروس گفت : بسیار خوب ، در این صورت تمام چمدانها را تو دستت بگیر و بدنبال من بیا !!!
وقتی از یک خانم آمریکائی که فقط چهار هفته از ازدواج او گذشته بود راجع به ماه عسلش سوال کردند ،در حالیکه لبخندی حاکی از رضایت به لب داشت جواب داد : واقعا عالی بود . چقدر خوشوقت می شدم اگر دوران ماه عسل تا موقع طلاق به طول می انجامید
روزی مادری به همراه پسرش به خواستگاری رفت . وقتی از پسر راجع به درآمد او پرسیدند ، گفت : من صاحب یک ویلای کنار دریا ،چند ماشین آخرین سیستم و همینطور چند کارخانه بزرگ هستم !!
مادر دختر با خوشحالی از مادر پسر پرسید : خوب پسر شما هیچ نقص یا عـیبی ندارد ؟
مادر پسر گفت : نه ، نه او هیچ عیبی ندارد ، فقط یک ایراد کوچولو دارد ، آنهم البته تنها عیب اوست ، چطور بگم ؟ او تنها عیبی که دارد ، دروغگوئی اوست ، فقط همین !!!!!!
دختر خانمی از دوستش پرسید : راستی بگو ببینم چطور شـــد بیــن این همه خواستگار که برایت آمد آن یکی را که باستانشناس بود انتخاب کردی ؟
دوستش جواب داد : بی دلیل هم نیست - آخر او تنها مردی است که هر چه بیشتر از سنم بگذرد در نظرش ارزش بیشتری خواهم داشت ( آخه او همه چیز را مثـل عـتـیـقـه جات دوست دارد !!!
در خانواده ای که دو پسر داشتند روزی پسر کوچکتر رو به پدرش میگوید : پدر جان برای اینکه به شما فشار نیاید ، هر سال برای یکی از ما زن بگیرید ، مثلا امسال برای یکیمون زن بگیرید ، سال دیگه برای داداشم !!!!
پشت درب یکی از محضر های ازدواج در امریکا این آگهی نصب شده است : آقای داماد . . . . . ما ، درب را بسته ایم تا شما باز هم قدری فکر کنید . . . . اگر تصمیم گرفتید ، درب را بزنید تا باز کنیم !!!!
پیرمرد هفتاد و پنج ساله ای که ماه عسل خود را در یکی از هتلهای ایتالیا با دختر هجده ساله ای می گذراند در پاسخ یکی از خبرنگاران روزنامه گفت : درست است که شما به موهای سپید من می خندید ولی نمی دانید که وجود برف روی بام دلیل این نیست که در داخل خانه آتش روشن نباشد .


